تبليغاتX
دو استکان چای داغ

دو استکان چای داغ

وقتی...

وقتی سنگ روی سنگ بند می شود حال با هر حیله ای!

وقتی تمام تو می شود فکر!

وقتی نهایت لذت تو می شود اندکی بیخیالی!

وقتی همه ی کارهایت به هم گره می خورند!

وقتی همه چیز دست در دست هم می دهند تا نفس تو را بگیرند!

وقتی دستت به جایی بند نیست و منتظر دیگرانی به اجبار روزگار!

وقتی از دستت کاری هم برآید؛ نگذارند انجام دهی!

وقتی لحظه لحظه ی زندگیت را فقط تماشاگری!

وقتی حتی در جایگاه تماشاگر هم راه نداری و پشت در ایستاده ای و صدا می شنوی

وقتی فشارهای عصبی تو را در هم می کوبد!

وقتی روزها را شب می کنی تا فقط شب شود و بس!

وقتی آینده ات تو را به تمسخر گرفته!

وقتی هیچ نداری جز یک قلم و کاغذ!

وقتی قلم هم تو را جا می گذارد!

وقتی وقتی وقتی ....

باید از زندگی ات لذت ببری ، نفس عمیق بکشی ، کمی قدم بزنی

ولی وقتی تمام تو می شود فکر

دیگر اینها فایده ای ندارد

خودت می دانی و خودت

می توانی با واژه ها خود را سرگرم کنی تا اندکی و فقط اندکی افکار پریشان را فکر نکنی...

امضا : خودم

+ نوشته شده در  91/02/20ساعت 20:22  توسط محمد اسماعیل اسفندیاری 

روزگار

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد , اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست !

کتاب کویر دکتر شریعتی/ فصل دوست داشتن

+ نوشته شده در  91/02/15ساعت 14:14  توسط محمد اسماعیل اسفندیاری