تبليغاتX
دو استکان چای داغ
دو استکان چای داغ

دیشب رویایی داشتم :

خواب دیدم برروی شنها راه می روم..

همراه با خود خداوند

و برروی پرده شب همه روزهای زندگی ام را..مانند فیلمی می دیدم..

همانطور که به گذشته ام نگاه می کردم

روز به روز از زندگی را

دو ردپا در بر روی پرده ظاهر شد..

یکی مال من و یکی از آن خداوند......!

راه ادامه یافت تا تمام روزهای تخصیص یافته خاتمه یافت.

آن گاه ایستادم وبه عقب نگاه کردم.

در بعضی جاها فقط یک ردپا وجود داشت!!!

اتفاقا آن محلها مطابق با سخت ترین روزهای زندگی ام بود...

روزهایی با بزرگترین رنج ها و ترسها و دردها.و...

آنگاه از او پرسیدم :

خداوندا! تو به من گفتی که در تمام ایام زندگی با من خواهی بود و من پذیرفتم که با تو زندگی کنم.

خواهش می کنم به من بگو چرا در آن لحظات دردآور مرا تنها گذاشتی.

خداوند پاسخ داد:

فرزندم ترا دوست دارم وبه تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود.من هرگز تورا تنها نخواهم گذاشت

نه حتی برای لحظه ای و من چنین نکردم...

هنگامی که در آن روزها  یک رد پا بر روی شن دیدی

من بودم که تورا به دوش می کشیدم(فرهنگ عامیانه برزیل)

نوشته شده در بیست و دوم آبان 1386ساعت 11:17 توسط Quiet| |

انسان فواره ایست که از قلب زمین عصیان می کند و در این جستن شتابان و شورانگیز  هر چه بیشتر اوج می گیرد، بیشتر پریشان و تردیدزده می شود...)دکترشریعتی(
نوشته شده در نوزدهم آبان 1386ساعت 8:42 توسط Quiet| |

در میوه چینی رویا را نارس چیدند و تردید از رسیدن پوسید!!!!!
نوشته شده در شانزدهم آبان 1386ساعت 16:15 توسط Quiet| |

شنا کردن در جهت جریان آب از عهده ماهی مرده هم بر می آید! از مخالفتها نترسید زیرا بادبادک فقط وقتی می تواند بالا رود که با باد مخالف مواجه شود.........
نوشته شده در شانزدهم آبان 1386ساعت 15:53 توسط Quiet| |

شگفتا وقتی که بود... نمی دیدم..  وقتی می خواند.. نمی شنیدم....چه غم انگیز است..   وقتی شنیدم نخواند وقتی دیدم که نبود!
نوشته شده در پانزدهم آبان 1386ساعت 12:4 توسط Quiet| |

هر چه تا به حال شنیدی قبول..... ولی شاه ماهی تنگ بودن هم بد نیست اگر بدانی ماهیانی که به دریا می رسند از افسردگی می میرند!!!!
نوشته شده در پانزدهم آبان 1386ساعت 12:0 توسط Quiet| |

در کوهستانهای حقیقت هرگز بیهوده صعود نمی کنی ..امروز به قله ای بلندتر دست می یابی  یا به توان خود می افزایی که فردا فراتر روی(نیچه)
نوشته شده در یازدهم آبان 1386ساعت 9:48 توسط Quiet| |

از میان اسبهای اصیل و اسبهای بالدار و اسبهای تک شاخ ..به اسب آبی حسادت می کنم....چرا که هیچ وقت نمی فهمد هم اسمانش به کجا رسیدند!!!!
نوشته شده در یازدهم آبان 1386ساعت 9:44 توسط Quiet| |

همیشه رفتن رسیدن نیست ولی برای رسیدن چاره ای جز رفتن نیست...در بن بست راه آسمان باز است پرواز را بیاموز.....
نوشته شده در هشتم آبان 1386ساعت 8:6 توسط Quiet| |

در اردوگاه پهناور دنیا و در اردوی زندگی ...چون گوسفندی مباش که بی اراده رانده می شود...قهرمانی باش در تکاپو!!!(هنری لانگ فو)
نوشته شده در سوم آبان 1386ساعت 12:43 توسط Quiet| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست