دو استکان چای داغ
آزادی در دامن اسارت می زاید ... در زنجیر رشد می کند....با غضب بیدار می شود... های این است سرنوشت آزادی!! (دکتر شریعتی)
نوشته شده در شانزدهم اسفند 1386ساعت
11:12 توسط Quiet| |
خدایا کفر نمی گویم ... پریشانم ... چه می خواهی تو از جانم ...مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی ..خداوندا تو مسوؤلی تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است...چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است..(دکتر شریعتی)
نوشته شده در شانزدهم اسفند 1386ساعت
11:9 توسط Quiet| |
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



