تبليغاتX
دو استکان چای داغ
دو استکان چای داغ

نوشته شده در بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:47 توسط Quiet| |

   .......وقتی بچه بودم دلم مي خواست دنيا را عوض كنم. بزرگتر كه شدم گفتم:  دنياخيلي بزرگ است،كشورم را تغييرمي دهم. در نوجوانی گفتم : كشور خيلي بزرگ است بهتر است شهرم را دگرگون سازم. جوان كه شدم گفتم: شهر خيلي بزرگ است ،‌محله ام را تغيير مي دهم ،‌ به ميان سالي كه رسيدم گفتم: از خانواده ام شروع مي كنم ، اما در اين لحظه هاي آخر عمر مي بينم كه بايد از خودم شروع مي كردم. اگر تغيير را از خودم شروع كرده بودم، خانواده ام، محله ام، شهرم , كشورم و دنيا را به قدر توانم تغيير مي دادم

نوشته شده در بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:10 توسط Quiet| |

پیشینیان با ما در کار دنیا چه گفتند؟!

 گفتند : باید سوخت...

گفتند : باید ساخت...

.

.

گفتیم : باید سوخت اما  نه با دنیا که دنیا را!

گفتیم : باید ساخت اما نه با دنیا که دنیا را!        (قیصر امین پور)

نوشته شده در بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:22 توسط Quiet| |

عمری که با مرگ تمام شود...هیچ ارزشی ندارد!!!

نوشته شده در بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:37 توسط Quiet| |

در تاریکترین لحظات شب است که شبنم بر روی برگ گل می نشینید!!!  نیچه
نوشته شده در بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:30 توسط Quiet| |

خدا روستا را آفرید... بشر شهر را ....

........و شاعران آرمان شهر را که در خواب هم خوابش را ندیدند!!! قیصر امین پور

نوشته شده در بیستم اردیبهشت 1387ساعت 16:17 توسط Quiet| |

همه چیز به بهترین چیز تبدیل می شود.....

اگر چیزی خوب پیش نمی رود به خاطر آن است که هنوز به پایان آن نرسیده است(دومینگوس سابینو)

نوشته شده در ششم اردیبهشت 1387ساعت 16:41 توسط Quiet| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست