تبليغاتX
دو استکان چای داغ
دو استکان چای داغ

وظیفه تو جستجوی عشق نیست... جستجو کردن و یافتن تمام موانعی است که در درون خودت علیه عشق برپا کرده ای. (جلال الدین رومی)

نوشته شده در بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 9:11 توسط Quiet| |

در فلسطین دو دریاچه هست.یکی از آنها تمیز و تازه است ماهی ها در آن جست و خیز می کنند سواحلش سبز و اطرافش پر از درخت است ریشه های این درختان را به سمت آب امتداد داده اند تا از آب دریا بهره ای بگیرند.

رودخانه اردن آب تمیز تپه های اطراف را به درون این دریاچه می ریزد.دریا زیر نورآفتاب برق می زند.مردم خانه هایشان را نزدیک دریاچه بنا کرده اند .ژرنده ها هم در همان حول و حوش لانه هایشان را ساختند.

رود اردن به دریاچه دیگر هم می ریزد .اما این دریاچه نشانی از ماهی ها نمی بیند  نه پرندگانی در اطراف آن لانه دارند و نه گل و گیاهی اطراف آن می روید.رودی که به این دو دریاچه می ریزد یکی است -رود اردن- اما دریاچه اول در ازای هر قطره ای که دریافت می کند قطره ای از خود بیرون می ریزد.اما دریاچه دوم همه ی آبهای دریافتی را در خود نگه می دارد.دریاچه اولی در خدمت دیگران است و زنده می ماند و دریاچه دومی که همه چیز را درخود نگه می دارد راکد و مرده است. (بروس بارتون)

نوشته شده در یازدهم مرداد 1387ساعت 10:31 توسط Quiet| |

سر پیچ از هم جدا شدند.یکی زندانی بود دیگری زندانبان.زندانی دوره محکومیتش را گذرانده بود و زندانبان دوره خدمتش را.چمدانهایشان پر از گذشته بود: حوله کهنه  ریش تراش زنگ زده و آیینه جیبی....

آن ها سرنوشت مشترک داشتند  هر دو خاطرات خود را پشت میله گذاشته بودند و وقتی سر پیچ از هم جداشدند برف بر هردوی آنها یکسان می بارید(مسعود لعلی-ز مثل زندگی)

 

نوشته شده در یازدهم مرداد 1387ساعت 10:18 توسط Quiet| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست