ترجیح می دهم سوار دوچرخه باشم و فکر کنم به خدا.... تا اینکه.... . . در کلیسا باشم و به دوچرخه ام فکر کنم! ( انیشتین) پای جامه راه راه... میله های روبرو راه راه.... پشت سایهِ روشن مژه راه راه.... روی شانه ها راه راهِ تازیانه ها.... آشیانه ها ، لانه های کوچک و سیاه بی پر و پرنده راه راه.... گریه های شور و خنده هایِ گاه گاه راه راه.... در میان این جهانِ راه راه... این هزارراهِ راه راه.... کو؟.... کجاست راه.....!! (قیصر) از تو برای همسایه مان که نان ما را ربود نان! برای یارانی که دل ما را شکستند مهربانی! برای عزیزانی که روح ما را آزردند بخشش! و برای خویشتن خویش آگاهی! عشق ... عشق .... و عشق! می طلبم (دکتر شریعتی)![]()
![]()
![]()
از "خواجه عبدالله انصاری" پرسیدند: خلوت حق کجاست؟
خواجه گفت: جایی که "من و تو" نباشیم!
توجه کنید! جایی که "من و تو" نباشیم! یعنی، "ما" باشیم!
اما، چگونه می توان ما شد و در خلوت حق حضور یافت؟
با دوست داشتن خلق! اما تا زمانی که به خود عشق نورزیم، چگونه می توانیم به خدا و خلق خدا عشق بورزیم؟
از آنجا که فرمول (خود= خلق= خدا) همیشه برقرار است، پس، ابتدا باید خود را دوست داشت.
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



