تبليغاتX
دو استکان چای داغ
دو استکان چای داغ

من  ، هم سن و سال پسر تو هستم

تو    ،  هم سن و سال پدر من هستی

پسر تو درس می خواند و کار نمی کند ... من کار می کنم و درس نمی خوانم ... پدر من نه کار دارد ، نه خانه ... تو هم کار داری ، هم خانه ، هم کارخانه ... من در کارخانه ی تو کار می کنم ... و در این کارخانه همه چیز عادلانه تقسیم شده است ... سود آن برای تو ، دود آن برای من ... من کار می کنم ، تو احتکار می کنی ... من بار می کنم ، تو انبار می کنی ... من رنج می برم ، تو گنج می بری ...

من در کارخانه ی تو کار می کنم

و در اینجا هیچ فرقی بین من و تو نیست ... وقتی که من کار می کنم ، تو خسته می شوی ... وقتی که من خسته می شوم تو برای استراحت به شمال می روی ... وقتی که من بیمار می شوم ، تو برای معالجه به خارج می روی ... من در کارخانه ی تو کار می کنم ... و در اینجا همه کارها به نوبت است ... یک روز من کار می کنم ، تو کار نمی کنی ... روز دیگر تو کار نمی کنی ، من کار می کنم ... من در کارخانه ی تو کار می کنم ... کارخانه ی  تو خیلی بزرگ است ... اما کارخانه ی تو هر قدر هم بزرگ باشد ... از کارخانه ی خدا بزرگتر نیست...

کارخانه ی خدا از همه کارخانه ها بزرگتر است ...

در کارخانه ی خدا همه کارها به نوبت است ...

در کارخانه ی خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود ...

در کارخانه ی خدا همه کار می کنند ...

در کارخانه ی خدا ، حتی خدا هم کار می کند!!!!!

------------------------------------ "قیصر امین پور"

نوشته شده در بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 19:25 توسط Quiet| |

شعار آغاز قرن بیستم "پیشرفت" بود .... و فریاد آخر قرن بیستم "زنده ماندن!!!

 

"امید"  فراخوان قرن آینده است...   !                                        

نوشته شده در هجدهم بهمن 1387ساعت 18:25 توسط Quiet| |

 

...

 

 

روزی فرا خواهد رسید که پس از تسخیر فضا ، مهار کردن   بادها ،

 جزر و مد دریا ها و نیروی جاذبه ی زمین ، ما با یاری خداوند ،

 نیروی عظیم «عشق» را در اختیار خواهیم گرفت و آن روز ،

 روزی است که برای دومین بار در تاریخ جهان «آتش» را کشف خواهیم کرد.

 

 

...

«تیلیارد دوشاردن»

نوشته شده در دوازدهم بهمن 1387ساعت 23:3 توسط Quiet| |

قرن هاست که آموزش داده می شود زمان دارای سه بخش ، گذشته و حال و آینده است در صورتی که کاملا اشتباه است...

زیرا زمان فقط دارای دو بخش است « گذشته  و آینده» .

لحظه حال اصلا مربوط به زمان نمی شود .لحظه ی حال بخشی از جاودانگی است ، گذشته و آینده مربوط به زمین و زمینیان است ولی لحظه ی حال مربوط به آسمان است.

آیا تا کنون فکر کرده اید با کلمه ی « خداوند » غیر از زمان حال ، هیچ زمانی نمی توان استفاده کرد! نمی توانیم بگوییم خدا بود ، نمی توانیم بگوییم خدا خواهد بود.فقط می توانیم بگوییم « خدا هست» ...

خدا همیشه هست... در واقع خداوند به معنای بودن و بودن به معنای خداست.

«اوشو»

نوشته شده در ششم بهمن 1387ساعت 13:59 توسط Quiet| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست