تبليغاتX
دو استکان چای داغ
دو استکان چای داغ

    یک روز بعد از ظهر وقتی که با ماشینش به خانه می رفت.زن مسنی را دید که سعی داشت او را متوقف کند . ماشین مرسدس زن پنچر بود . او توانست زن را که ترسیده و توی برف ایستاده بود ببیند .  

- خانم من آمدم تا کمکتان کنم ، در ضمن من « جو » هستم . 

- من از سن لوئیز می آیم و از اینجا رد می شدم لا اقل صدتا ماشین از کنارم رد شده اند ، این واقعا از لطف شما بود .

     وقتی جو لاستیک را عوض کرد و در صندوق عقب را بست و آماده شد که برود ، زن پرسید : من چقدر باید بپردازم ، و او به زن چنین گفت : شما هیچ بدهی به من ندارید . من هم در چنین شرایطی بوده ام و روزی یک نفر به من کمک کرد، همانطور که من به شما کمک کردم . اگر تو می خواهی که بدهی ات را بپردازی ،باید همین کار را بکنی . نگذار زنجیر عشق به تو ختم شود . 

    چند مایل جلوتر ، زن کافه ی کوچکی دید . داخل شد تا چیزی بخورد و بعد به راهش ادامه دهد ، ولی نتوانست ، از لبخند شیرین زن پیشخدمتی که ظاهرا باردار بود و از خستگی روی پایش بند نبود ، بی توجه بگذرد! او داستان زندگی پیشخدمت را نمی دانست و احتمالا هیچگاه هم نخواهد فهیمد. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه ی صد دلارش را بیاورد ، زن از در بیرون رفته بود ، در حالیکه بر روی دستمال سفره یادداشتی باقی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته را خواند اشک در چشمانش جمع شد.

یادداشت این بود: 

    شما به من هیچ بدهی ندارید من هم در چنین شرایطی بوده ام و یک نفر به من کمک کرد ، همانطور که من به شما کمک کردم . اگر تو واقعا می خواهی بدهی ات را به من بپردازی ، باید همین کار را درمورد دیگران بکنی ، نگذار زنجیر عشق به تو ختم شود . 

آن شب وقتی که زن پیشخدمت از سرکار به خانه رفت در حالیکه به آن پول و یادداشت زن فکر می کرد در بسترش آرام گرفت .وقتی شوهرش در کنارش دراز کشید تا بخوابد ، به آرامی در گوش او زمزمه کرد : همه چیز دارد درست می شود ، دوستت دارم «جو»!!!

نوشته شده در بیست و دوم اسفند 1387ساعت 12:16 توسط Quiet| |

بخشندگی ،  انتشار بوی خوش بنفشه بر  ته کفشی است که لگد مال اش کرده است!

"مارک تواین"

 

نوشته شده در دوازدهم اسفند 1387ساعت 20:38 توسط Quiet| |

امام حسين ع فرمود : مردم بنده دنیایند دین را بر زبان دارند تا زندگیشان را بدان سامان دهند پس آنگاه که آزمایش فرا رسد دینداران اندک خواهند بود.

نوشته شده در نهم اسفند 1387ساعت 17:47 توسط Quiet| |

 

  ...افرادی که همیشه در حال جستجوی خداوند هستند و به دنبال او حیران و سرگردانند

او را نمی یابند . ولی آنهایی که به جای جستجو، شروع به زندگی بر اساس آنچه خداوند

خواسته است ، می کنند ; خداوند را می یابند و یافتن خدا با زندگی بر اساس آنچه     

 او می خواهد امکان پذیر است نه جستجوی او.                                                

                                             «اوشو»                                                                                                       

نوشته شده در یکم اسفند 1387ساعت 9:51 توسط Quiet| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست