نمی گویم من آنم که در زیر این نمود پنهان است و کسی نمی بیند ، در زیر این نمود ، کسانی پنهانند که از آن میان نمی دانم کدامیک ، منم؟ ( دکتر شریعتی) >روحش شاد... >>برای پیچک مصنوعی چه فرقی می کند ، نور از پنجره بتابد یا از چراغ!! >>> خدایا گاهی ، کمی!، نگاهی... به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد. (حسین پناهی) > آه ، اگر آزادی سرودی می خواند کوچکتر ، حتی ز گلوگاه پرنده ای ، دیگر هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمی ماند. شاملو کسی به تو عادت نمی کند. هر بار که بیاید خیس می شوی. (گروس عبدالملکیان) > خواب روي چشم هايم چيز هايي را بنا مي كرد: >> تراژدی زندگی مرگ نیست بلکه آنچه درون تو هنگام زنده بودن میمیرد تراژدیست که پشت درهای بسته مانده ایم... دیر آمده ایم خیلی دیر...! پس به ناچار حدس می زنیم شرط می بندیم شک می کنیم و آن سو تر ....... بازی به گونه ای دیگر در جریان است. (حسین پناهی) >>زمانی تولد یافتم گریستم... هر روز که می گذرد نشانم می دهد که چرا گریستم.... قدرتمند ترین شمشیر جهان ، قادر نیست زخمی بر چهره ی او بزند. آب رودخانه خود را با فراز و نشیب زمین ، سازگار می سازد. بی آنکه هدف خویش یعنی دریا را از یاد ببرد. باریک و کم توان در سرچشمه ، بتدریج اقتدار نهرهایی را که در راه ملاقات می کند، بدست می آورد.... و آنگاه لحظه ای فرا می رسد که اقتدارش کامل می شود. از کتاب مبارزان راه روشنایی (پائولو کوئلیو) >> این روزها در سرزمینی زندگی می کنم که دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند. >>> آخرین اردوی دانشجویی عازم شیرازم.... (چقدر زود دیر می شود!) ...تا به زودی ... در پناه خدا ![]()

![]()
يك فضاي باز ، شن هاي ترنم، جاي پاي دوست ....![]()

![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




